شرایطی در نتیجه همه سرکوبها

0
15
«سرکوب»
«سرکوب»

«سرکوب» به کارگردانی رضا گوران و تهیه کنندگی حبیب اسماعیلی و سرمایه گذاری رنجکشان

از جمله این فیلم هاست که تا پایان نمی توان دریافت گره اصلی آن در کجاست. سه دختر به واسطه مطلع شدن از فراموشی مادرشان به سراغ وی می آیند که در خانه متوجه حضور پرستاری می شوند و هر دختری که ورود پیدا میکند.

سراغ پرویز پدرشان را میگیرد و از زبان پرستار می شنوند سه روزمی شود که از خانه بیرون رفته و بر نگشته است. زاویه دید فیلمساز با طراحی صحنه نوستالژیک در خانه ای تقریبا بزرگ این حس را به مخاطب می دهد که باید در نگاه سه دختر و پسری که نامش (خسرو) است ، در جستجوی حسرت و روزگاران از دست رفته باشند.

این دختران که هر یک در سکانس هایی به طور انفرادی به مخاطب نشان می دهند که از زندگی مناسبی برخوردار نیستند و مسبب نداشتن زندگی رو به راه را، فردی جز پرویز نمی دانند. پرویزی که هر چند هیچ تصویری از او نیست، ولی تا پایان فیلم در هر سکانس با مخاطب در جنگ و جدال و گریز است.

این در حقیقت مخاطب است که بی صبرانه در پی آن است تا دریابد پرویز غایب در صحنه ها، کیست که این همه دخترانش از او متنفرند و تنفری که به قول یکی از دختران به شکلی است که باید دوستش داشته باشند، ولی این تنفر مانع این دوست داشتن شده است.

تماشاگر می تواند هر حدسی از جایگاه پرویز داشته باشد

چرا که کارگردان و نویسنده به عمد و یا به خاطر خطوط قرمز مرئی و نامرئی هیچ اطلاع متقنی از کار و بار پرویز تا نیمه های فیلم نمی دهد. به جز سکانسی که یکی از دختران در اتاقی پر از پرونده و کارتابل و کارتن با دوستش (مردی) حرف می زند. تازه در این جاست که مخاطب در صندلی اش جابه جا می شود که این پرویز ناپیدا باید شغلی حساس و شاید امنیتی داشته باشد که همه اینها نیز در گرو حدس و گمان است.

هر چند در سکانسی از زبان یکی از دختران بیان می شود که پرویز فکر می کرد نماینده مردم است. هر چند که در خانه اش نیز نمی توانست رای داشته باشد. با دانستن اینکه پرویز کاره ای بوده ، نگاه کنجکاوانه مخاطب وارد مسیری تازه می شود که اطلاعات کم و قطره چکانی بانیان اثر ، فیلم را از ریتم و راکورد بازیگر نمی اندازد و این خست در مورد وضع پرویز، نمی تواند مخاطب را آزار دهد، چه که می داند سرانجام کارگردان مجبور است کمی فضا را رئال تر کند و از ناآگاهی خودخواسته رهایی یابد.

هر چند در صبح رفتن به پزشکی قانونی و پخش آواز شجریان و آهنگ در خیال، تا حدودی ساز و کار و نگاه خاص کارگردان معنا پیدا می کند. این نگره الزاما به معنای برداشتی سیاسی نیست، ولی پخش حدود چند دقیقه ای آن بی آنکه بازیگرانش حرفی بزنند ، فضا را کمی تلطیف می کند و از حالتی پرسش گونه و تیره و تار در می آورد.

کودک اوتیسمی

کودک اوتیسمی یکی از دختران نیز در واقع درماندگی اعضای این خانواده در خود است که دلیل اصلی آن کردارهای پرویز ،پدرشان است که گویا به خاطر عقیده های خاص خسرو که از کشور خارج شده است؛ در پی آن بود که اورا تشویق به آمدن کند تا تقاص کارهایش را بدهد و این قول را به اعضای خانواده داده بود که دو هفته ای او را آزاد کند.

سرنخ کارگردان

با این سرنخ دادن کارگردان با نماهای سریع و تند که مخاطب زیاد در پی چرایی اش نباشد، اصلی ترین گره فیلم باز می شود. با مشخص شدن اینکه پرویز به نوعی قاتل خسرو پسرش است با توجه به نوع کاری که داشته که بعد از مرگش فردی از همکاران برای بردن کارتن های خاصی (که می تواند سری و محرمانه و امنیتی) باشد ؛ دیگر حجت بر مخاطب تمام است که پرویز داستان، فردی است معروف و مشهور که در زندگی خانوادگی اش، موفق نبوده و دست کم در نگاه همسر و دخترانشان سربلند بیرون نیامده بود.

بازی های حساب شده بازیگران بخصوص الهام کردا و رویا افشار و موسیقی بجا و دکوپاژ و میزانسن عالی، توانست سرکوب را به اثری درخور تبدیل کند. هر چند ارجاعات فرامتنی اثر می تواند این فیلم را چند لایه نشان دهد و هر برداشتی و تحلیلی از آن ارائه شود؛ ولی کارگردان به خوبی توانست با سرکوب میل خویش و با پنهان کاری بسیار سخت از این گزاره سربلند بیرون آید. فیلمی که سختی سکانس هایش مشهود است و نگاه سخت تر بازیگرانش نیز، گواه آن است که برداشتی فراتر از آن چیزی که به تصویر در آمده، بر ذهن مخاطب ننشیند چه که اگر چنین شود، کلیت کار و تلاش این تیم به هدر میرود.

گونه ای که این فیلم کار شد

هر چند نام اجتماعی بر پیشانی اش می خورد، ولی در درونش می توان در ژانرهای گوناگونی تفسیر شود که همه سعی سازنده دوری جستن خودخواسته از آن بود و گذشتن تمامی سکانسها در خانه این پیام را می تواند داشته باشد که هر معنای متنی و فرامتنی این اثر، فقط در این چارچوب اتفاق افتاده و سوق دادن آن به جغرافیای بیرون ، معنایی ندارد و نتیجه همه این سرکوبها، در خانه می تواند خانواده ای را ترسیم کند بدین شکل…

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید